619
جنگ غزه که از سال 2023 شروع شده و تاکنون نیز علارغم اعلام آتش بس ادامه داشته، سبب اختلالات و چالشهایی در اقتصاد و تجارت جهانی شده است. این جنگ، نهتنها یکی از طولانیترین درگیریهای رژیم صهیونیستی بوده است، بلکه به بحرانی جهانی در عرصه اقتصاد نیز تبدیل شده است. آتش جنگ نه تنها زنجیرههای تأمین جهانی را گسسته، بلکه موجب افزایش تورم شده و رشد اقتصاد جهانی را هم آهسته کرده است. موج این بحران از تلآویو تا لندن گسترش یافته است.
بررسیهای موسسات بینالمللی اقتصادی نشان میدهد کشورهایی که از دخالت مستقیم در این جنگ پرهیز کرده اند، آسیب اقتصادی کمتری متحمل شدهاند. اقتصادهایی مانند چین، ایتالیا و نیجریه با حفظ موضع بیطرفی، توانسته اند ثبات نسبی خود را حفظ کنند و حتی در برخی شاخصها به رشد مثبت دست یابند. در مقابل، کشورهایی که درگیر حمایت سیاسی یا نظامی از یکی از طرفین شدند، از جمله بریتانیا و آلمان، با کاهش رشد اقتصادی، افت سرمایهگذاری و افزایش تورم مواجه شده اند. به عبارتی جنگ، نوعی واکنش زنجیرهای در اقتصاد جهانی ایجاد کرده که شدت تاثیر آن، مستقیماً به میزان مشارکت کشورها در درگیری وابسته بود. افزایش هزینه انرژی، اختلال در تجارت و فرار سرمایهها در میان کشورهایی که نقش فعالتری داشتند[1]، چشمگیرتر بوده است.
اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری رژیم اسرائیل است و حدود ۳۲٪ از تجارت کالاهای اسرائیل با جهان را تشکیل میدهد، یعنی بخش زیادی از صادرات و واردات اسرائیل به و از اروپا انجام میشود.[2] این حجم تجارت نشان میدهد که هر تغییری در روابط تجاری (مثلاً اعمال تعرفه، کاهش مزایای ترجیحی یا فشار سیاسی) میتواند اثر قابلتوجهی بر اقتصاد دو طرف داشته باشد. برای اسرائیل، کاهش تجارت با اتحادیه اروپا میتواند کاهش درآمد صادراتی و اختلال در زنجیره تأمین صنایع کلیدی را به همراه داشته باشد. برای اروپا نیز تغییر در جریان کالاها، خدمات و سرمایه میتواند بهویژه در بخشهایی که به واردات اسرائیل وابستهاند (مثل ماشینآلات، تجهیزات و کالاهای تکنولوژی) اثر اقتصادی بگذارد.
بنابراین جنگ غزه تاثیرات اقتصادی مختلفی بر اروپا داشته است. که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم.
افزایش اولیه قیمت انرژی: پس از حملات حماس در ۲۰۲۳، قیمت نفت برنت به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه رسید و قیمت گاز طبیعی اروپا بیشترین جهش خود در شش ماه را تجربه کرد، هرچند بعداً به ۷۵ دلار بازگشت. این نوسانات به دلیل نگرانی از اختلال در تأمین انرژی خاورمیانه بود.[3]
اختلال در تجارت و کانال سوئز: جنگ باعث اختلال در جریان تجارت از طریق کانال سوئز شد (به دلیل حملات یمنیها مرتبط با جنگ)، که منجر به افزایش قیمت انرژی و تورم در اروپا گردید. [4]
تأثیر بر قیمت گاز و نفت: تنشها در خاورمیانه توانست بر تأمین گاز اروپا از منطقه تأثیر بگذارد، که باعث افزایش قیمت انرژی، کاهش فعالیت اقتصادی و پیچیدهتر شدن کنترل تورم توسط بانکهای مرکزی (مانند ECB) شد.[5]
هزینههای کمکهای بشردوستانه: اتحادیه اروپا بیش از ۵۵۰ میلیون یورو کمک انسانی به غزه از ۲۰۲۳ اختصاص داد و بیش از ۵,۰۳۷ تن کمک از طریق پل هوایی ارسال کرد، که بخشی از بار اقتصادی اروپا را تشکیل میدهد.[6]
نوسانات قیمت سوخت و بازار جهانی: جنگ منجر به افزایش ریسک ژئوپلیتیکی شد که میتوانست قیمت نفت را نوسان دهد و چالشهایی برای اقتصاد جهانی ایجاد کند، از جمله تأثیر بر واردات انرژی اروپا (مانند LNG از قطر، که ۳۸-۴۵% واردات برخی کشورهای اروپایی مانند بلژیک، ایتالیا و لهستان را تشکیل میدهد).[7]
کاهش قیمت پس از آتشبس: پس از توافق آتشبس در غزه (در ۲۰۲۵)، قیمت دیزل در اروپا حدود ۱۰% کاهش یافت، که نشاندهنده تأثیر مستقیم جنگ بر بازارهای انرژی اروپا است.[8]
در نهایت باید گفت علارغم وجود چالشهای اقتصادی که جنگ غزه برای اروپا داشته است. اروپاییها در طول مدت جنگ نتوانستند به یک اتحاد واحد در مورد رژیم صهیونیستی برسند و جلوی ضرر مالی خودشان را بگیرند. حتی زمانی که پیشنهاد کمیسیون اروپا برای محدود کردن دسترسی اسرائیل به بخشی از صندوق ۹۵ میلیارد یورویی «افق اروپا» (Horizon Europe)، مطرح شد، نتوانست حمایت اکثریت واجد شرایط کشورهای عضو را کسب کند. در صورت تصویب، رژیم اسرائیل دسترسی به حدود ۲۰۰ میلیون یورو از سرمایهگذاریها و کمکهای مالی از جانب شورای سرمایهگذاری اروپایی (EIC) را از دست میداد. به هر حال اکنون که مسئله آتش بس و صلح مطرح است اروپاییها باید برای عبور از بحرانهای اقتصادی ناشی از جنگ غزه بیشتر تلاش کنند و در مقابل زیاده خواهیهای رژیم صهیونیستی و ادامه روند تجاوزگری این رژیم بایستند هر چند که دو سال جنگ غزه نشان داد که اروپایی ها در این زمینه هیچ گاه نمی توانند به اجماع برسند و منفعلانه شرایط موجود را پشت سر می گذارند.
حکیمه زعیم باشی
نظر
ارسال نظر برای این مطلب