583
شاید کمتر کسی فکر میکرد که از تبعات جنگ روسیه و اوکراین، تغییر پاردایم و دکترین بیطرفی سوئیس باشد. سوئیس برای مدت بیش از ۲۰۰ سال به عنوان یک کشور بیطرف در نظام بین الملل به ایفای نقش پرداخته بود، اما اکنون اینطور به نظر میرسد که آنها به دنبال تغییرات عمیقی در دکترین دفاعی و امنیتی خود هستند. سوئیس اکنون به دنبال این است که ضمن حفظ اصل بیطرفی حداقل در ظاهر، توان نظامی خود را برای جنگهای مدرن به روزرسانی کند تا توان مقابله با تهدیدات جدید را داشته باشد.
روند تغییر دکترین سنتی سوئیس سیلی محکمی بر نهادگرایی لیبرال در عصر حاضر است. شاید بتوان گفت که این تغییر دکترین نمادی از پایان عصر نهادگرایی لیبرال در نظم جهانی و بازگشت دوباره واقعگرایی است. نهادگرایی که با تاکید بر حقوق بینالملل به دنبال جلوگیری از بینظمی در ساختار نظام بینالملل بود تا دههها به عنوان اصل اساسی در سوئیس شناخته میشد و برای همین این کشور رویکرد بی طرفی خود را حفظ کرده بود. اما به نظر سوئیس با درک این مسئله که رویکرد بی طرفانه آنها دیگر در نظام در حال تحول بین الملل جایگاهی ندارد، به دنبال اصل خودیاری در ساختار نظم جهانی هستند. در این چارچوب بیطرفی تنها زمانی کارآمد است که توسط قدرتهای پیرامونی پذیرفته و تضمین شود، در غیر اینصورت دولتها باید خود را از لحاظ نظامی و دفاعی در سطح مطلوبی نگه دارند. بنابراین برن به دنبال آن است که جایگاه بیطرفی خود را با تجهیز نیروهای مسلح و بهبود زرادخانه دفاعی، محکمتر کند.
مسئله مهم درباره سوئیس این است که مقامات دفاعی این کشور تاکید دارند که باید هرچه سریعتر به سمت نوسازی ارتش، تقویت بنیه دفاعی و بهبود روندهای آموزشی حرکت کنند. ارتش سوئیس در حال حاضر طبق گفته فرمانده آن حداکثر می تواند یک سوم نیروهایش را به طور کامل تجهیز و آماده نبرد کند، که این به معنای ضعف گسترده در ساختار ارتش این کشور است. و همچنین تاکیدی بر این نکته است که در چنین شرایطی، بیطرفی دیگر نه یک دارایی امنیتی، بلکه بهصورت بالقوه یک آسیبپذیری راهبردی تلقی میشود؛ مگر آنکه با قابلیت بازدارندگی معتبر و قابل اتکا همراه گردد.[1]
در کنار آن دولت سوئیس از زمان جنگ اوکراین بودجه دفاعی خود را افزایش داده است و به دنبال این است که این مبلغ به یک درصد تولید ناخالص داخلی برسد. در واقع این اقدام پاسخی به معمای امنیتی در اروپا است که در سالهای اخیر تشدید شده است. دولت برن به دنبال این است که بتواند به صورت مستقل از خود دفاع کند و یارای مقابله با تهدیدات دشمن را داشته باشد. این افزایش بودجه در راستای همان تغییر دکترین قابل تعریف است که دولتمردان و نظامیان سوئیسی دریافتهاند باید برای بازدارندگی قدرت کافی وجود داشته باشد. در همین راستا میتوان به بررسی تلاشهای دولت این کشور در تجهیز و خرید ادوات دفاعی پرداخت.
در بررسی چرایی خرید تجهیزات جدید زرهی و همینطور خرید جنگندههای نسل پتجم اف ۳۵ باید گفت که تغییر دکترین نیازمند تغییر ابزار است. سوئیس تا سالها راهبرد جوجه تیغی را در امنیت و دفاع داشت یعنی، ساختار تجهیزات این کشور ایستا و مبتنی بر جغرافیای کوهستانی و سخت آن بود. اما اکنون با به روز شدن تهدیدات و تغییر ماهیت نبردهای مدرن، این کشور به دنبال تغییر رویکردهای نظامی خود نیز هست. خرید توپخانههای متحرک نشان از آن دارد که برن در استراتژی دفاعی به سمت شلیک و فرار رفته است تا بتواند قدرت بازدارندگی خود را در قبال دشمنان افزایش دهد. در کنار آن خرید اف۳۵ برای سوئیس فقط تقویت نیروی هوایی نیست، بلکه پیوستن به یک شبکه گسترده امنیتی و اطلاعاتی در سطح اروپا و ناتو است. این برای سوئیس دسترسی به چتر امنیتی ناتو را بدون عضویت در آن فراهم میکند.[2]
در کنار آن پیوستن سوئیس به پیمان امنیتی آسمان اروپا نشان از این واقعیت دارد که آنها خود را در نظم امنیتی اروپا در کنار فرانسه و آلمان و ایتالیا و در واقع اروپای غربی تعریف کردهاند. این نشان میدهد که دیگر در اروپا بی طرفی کلاسیک معنا ندارد و سوئیس در حال گذار به بیطرفی تطبیقی بر اساس منافع خود و منطقه امنیتی که در آن قرار دارد، است. این منطقه امنیتی صرفاً ماهیت دفاعی ندارد و ارزشها و اصول فرهنگی آن نیز همسو و نزدیک با متحدین غربی است و همین مسئله پذیرش سوئیس را راحتتر کرده است.[3]
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد که سوئیس در حال بازتعریف بیطرفی از یک اصل مطلق هنجاری به یک راهبرد مشروط و ابزارمحور است. این کشور در تلاش است که بین حفظ استقلال سیاسی و پذیرش واقعیتهای امنیتی اروپا توازن برقرار کند. از منظر واقعگرایانه، این مسیر تلاشی برای احیای جایگاه خود در نظام در حال تحول بینالملل است. و از منظر امنیتی، نشانهای از ادغام تدریجی در الگوهای امنیتی منطقهای است، موضوعی که شاید این کشور سالها در مقابل آن مقاومت میکرد. بنابراین بیطرفی سوئیس از بین نرفته است، اما دیگر آن بیطرفی کلاسیک قرن بیستم نیست. آنچه در حال شکلگیری است، الگویی از بیطرفی مسلح، هوشمند و همراستا با تحولات ژئوپلیتیکی است. الگویی که نشان میدهد حتی بیطرفترین کشورها نیز نمیتوانند از منطق قدرت و امنیت در هیچجای جهان حتی اروپا فاصله بگیرند.
امین مهدی
[1] Army chief says Switzerland can't defend itself from full-scale attack | Reuters
[2] Cost Overruns Push Swiss to Buy Fewer F-35s
[3] Switzerland breaks tradition on arms exports, tests neutrality in Ukraine war - Brussels Signal
نظر
ارسال نظر برای این مطلب