542
در طول دههها، دو کشور فدراسیون روسیه و ایالاتمتحده آمریکا توافقنامههای مختلفی را برای کنترل تسلیحات بهعنوان وسیله مدیریت رقابت و محدود کردن خطر جنگ هستهای امضا و اجرایی کردند. افزایش خطرات تسلیحات هستهای شاید نگرانکنندهترین ویژگی رقابت جنگ سرد بین ایالاتمتحده و اتحاد جماهیر شوروی بود که طی چندین دهه مذاکرات و در پس مجموعه پیمانهای سالت و استارت باهدف کاهش تسلیحات هستهای دوجانبه میان ایالاتمتحده و روسیه پیگیری شده و نهایتاً با انعقاد «پیمان نیواستارت» برای کاهش زرادخانههای هستهای به سرانجام رسید. اما گذشت زمان و سلسله بدعهدیهای آمریکا منجر به پدیدآمدن شکافهای عمیقی در روابط دو کشور گردیده و شاهد انقضای آخرین پیمان دوجانبه کنترل تسلیحات هستهای باقیمانده بین دو کشور و در ادامه افزایش دوباره شبح مسابقه تسلیحات هستهای هستیم.
همین بدعهدی آمریکا ضمن پایان دادن به یک دوره ثبات نسبی در نظام کنترل تسلیحات جهانی، جهان را وارد مرحلهای از عدمقطعیت راهبردی کرده است که میتواند، تهدیدهایی برای امنیت بینالملل بههمراه بیاورد. اکنون بهخوبی میدانیم اگر ترامپ بهشکلی جدی مذاکرات کنترل تسلیحات را پیگیری ننماید، جهان ممکن است بهسوی یک مسابقه تسلیحاتی جدید پیش برود که بهشکلی بالقوه از دوران جنگ سرد هم هراسانگیزتر باشد.
حال پس از انقضای «پیمان نیواستارت» در فوریه ۲۰۲۶، قوانین و برخی محدودیتها در رابطه با زرادخانههای روسیه و آمریکا از سر راه برداشتهشده است. هرچند این بهآن مفهوم است که با انقضای نیواستارت، دو طرف ازنظر حقوقی امکان گسترش زرادخانههای راهبردی خود را دارند، اما عملاً بهمعنای اجتنابناپذیر بودن مسابقه تسلیحاتی نیست. چراکه هرچند محدودیتهای حقوقی از میان برداشتهشده اما محدودیتهای عملی الزاماً خیر.
در این میان روسیه پیشنهاد داده است که طرفین داوطلبانه شرایط این توافق را به مدت یک سال تمدید کنند تا زمانیکه شرایط مذاکرات درخصوص معاهدهای جایگزین فراهم گردد، پیشنهادی که بهگفته روسیه، با ابهام در نظر ایالاتمتحده روبهرو شده و عملاً بهطور رسمی بهآن پاسخی داده نشده است.[1]
بنا به اعلام کرملین، فدراسیون روسیه آماده است بهشرطی رویکرد مسئولانه و خویشتنداری خود در قبال ثبات استراتژیک در حوزه تسلیحات هستهای را حفظ کند که در سوی مقابل از تعهد کامل ایالاتمتحده در این خصوص اطمینان کسب نماید.[2]
بهیاد داریم ترامپ در سال ۲۰۱۸ با بهانهتراشی و بهشکلی غیرمتعهد، ایالاتمتحده را از پیمان پیمان نیروهای هستهای میانبرد(INF) خارج کرده بود.[3]
کارشناسان بسیاری معتقدند پایان نیواستارت نیز میتواند ایالاتمتحده و روسیه را به افزایش سلاحهای هستهای مستقر خود سوق داده و سایر قدرتهای هستهای مانند چین را نیز به گسترش زرادخانههای خود ترغیب کند.[4]
بهیاد داریم که پیشتر، مقامات آمریکایی اعلام داشتند که شرایط جهانی تغییر کرده و چارچوبهای دوجانبه پیشین دیگر پاسخگوی واقعیتهای جدید، بهویژه رشد زرادخانه هستهای چین نیست.[5]
ذکر این نکته ضروریست که در چارچوب پیمان نیواستارت زرادخانههای سایر کشورهای هستهای درنظر گرفته نشده بودند که همین موضوع عاملی مهم در ضرورت دستیابی به یک پیمان جایگزین و فراگیر ارزیابی میشود.
هرچند نبود یک پیمان جایگزین، توازن راهبردی را به حوزه محاسبات سیاسی با الگوی هزینه–فایده و بازدارندگی غیررسمی منتقل میکند اما در عمل محدودیتهای بودجهای نقشی بازدارنده ایفا خواهد کرد. چراکه عملاً در پس گسترش مسابقه تسلیحاتی باهدف ایجاد بازدارندگی، توسعه، استقرار و نگهداری نیروهای هستهای، هزینههای مالی و صنعتی قابلتوجهی خواهد داشت که نهایتاً همین موضوع میتواند دامنه گسترش واقعی زرادخانهها را محدود کند.
نهتنها آمریکا بلکه روسیه نیز با فشارهای مالی و نیاز به تخصیص منابع به حوزههای دیگر ازجمله نیروهای متعارف و عملیاتی، فناوریهای نوین و مسائل داخلی مواجهاند. این درحالیاست که هر دو کشور در حال نوسازی نیروهای استراتژیک خود بوده و محدودیتهای هزینه و برابری هزینهای بین این دو نشان میدهد که احتمالاً مسابقه تسلیحاتی با افزایش قابلتوجه تعداد کلاهکها در کوتاهمدت امری بعید میباشد. در دیگر سو باید بدانیم تصمیم برای افزایش یا تثبیت زرادخانهها، بیش از آنکه صرفاً فنی یا موضوعی نظامی باشد تابعی از شرایط ژئوپلیتیکی نیز هست. جاییکه توازن هستهای راهبردی یا کنترل تسلیحاتی ضمن ارزیابی تهدیدات پیرامونی، با بررسی شرایط جهانی و روابط دوجانبه به محیط امنیتی گستردهتری نیز وابسته است.
در پایان لازم باید گفت، تحلیلگران معتقدند انقضای نیواستارت میتواند زمینهساز افزایش بیسابقه تنشها و توسعه برنامههای تسلیحاتی جدید در جهان شود. بهنظر میرسد پسازاین پیمان، توازن هستهای راهبردی روسیه و آمریکا در پس اولویتهای بودجهای متعارض و فشارهای مالی، تأثیر شرایط ژئوپلیتیکی و الزامات عملی و محدودیتهای جهانی به یک دوره جدید جهانی با عدمقطعیت راهبردی منتج خواهد شد. چراکه مسلماً طرفین ضمن حفظ توان بازدارندگی هستهای خود، در تلاش برای کنترل سایر مؤلفهها خواهند بود که همین موضوع نهایتاً میتواند منجر به نوع متفاوتی از مسابقه تسلیحاتی جهانی با بازیگرانی جدید گردد که توازن هستهای راهبردی در دنیا را دستخوش تغییرات بسیاری نموده و عصر جدید رقابت هستهای را آغاز نماید.
نویسنده : نوید دانشور
نظر
ارسال نظر برای این مطلب