5
طی سالهای اخیر و پس از آغاز مناقشات روسیه و اوکراین و درپی آن شروع عملیات ویژه نظامی توسط نیروهای روسی، صادرات گاز روسیه به اروپا، که روزگاری بزرگترین و سودآورترین مقصد گاز روسیه بود با کاهشی عظیم و ناگهانی مواجهشده و نهایتاً سقوطی بیسابقه در حجم صادرات گاز به اروپا را منجر گردید. علت اصلی این سقوط، بسته شدن مسیر ترانزیت اوکراین و باقی ماندن تنها یک مسیر فعال یعنی ترکاستریم است که آن هم مشتریان محدودی دارد.
روسیه سابقاً بزرگترین و مهمترین تأمینکننده گاز به اروپا محسوب میشد. صادرات گاز روسیه به اروپا از سال ۱۹۷۳ و زمانیکه اتحاد جماهیر شوروی ۶.۸ میلیارد مترمکعب گاز را با عنوان اولین قراردادهای صادرات خود به اروپا اجرایی نمود، آغاز شده [1] و طی سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ تا ۱۸۰میلیارد مترمکعب و بالاترین میزان خود، افزایش یافته و برای شرکت گازپروم و دولت روسیه دهها میلیارد دلار سود و درآمد حاصل کرد. این درحالیست که این صادرات در سال ۲۰۲۵ با کاهشی حدوداً ۴۴ درصدی، به پایینترین سطح خود از اوایل دهه ۱۹۷۰ رسیده است. رقمی که نشاندهنده فروپاشی یک بازار راهبردی برای مسکو و نتیجتاً از دست رفتن بازار سنتی و پرمنفعت اروپا بوده است.
درعین حال تلاشهای اروپا برای کاهش وابستگی به انرژی روسیه منجر به این تصمیم شده است که تا سال ۲۰۲۷ اتحادیه اروپا این واردات را متوقف خواهد کرد. هرچند بنظر میرسد چالشهای قابلتوجهی برای ساکنین قاره سبز باقی خواهد ماند. اکنون اتحادیه اروپا بهطور مداوم درحال کاهش وابستگی خود به گاز روسیه بوده و هدف آن جایگزینی کشورهایی نظیر آذربایجان، آفریقا، ایالاتمتحده و نروژ میباشد. اگرچه کارشناسان هشدار میدهند دستیابی به این هدف نیازمند هماهنگی دقیق، توسعه و نوسازی زیرساختها و مدیریت بازار برای جلوگیری از اختلالات عرضه و افزایش قیمتها میباشد.
بهگفته تحلیلگران حوزه انرژی مجموع عرضه گازپروم در سال ۲۰۲۵ تنها ۱۸ میلیارد مترمکعب بوده است که فقط از طریق خط لوله زیردریایی TurkStream ارسال شده است.[2]
این کاهش صادرات تأثیری مستقیم بر درآمدهای دولتی و سودآوری شرکت گاز پروم روسیه داشته و به ویژه در شرایط جنگ و تحریم بهمعنای بحران در گازپروم و تضعیف آن و نیز فشار بیشتر بر بودجه دولت روسیه است. اکنون دولت فدرال روسیه برای سومین سال متوالی کاهش بسیار زیاد درآمد حاصل از صادرات گاز را تجربه کرده و عرضه گازپروم به اروپا به پایینترین سطح خود در نیمقرن گذشته رسیده است.
در این شرایط حتی صادرات گاز به چین نیز نتوانسته است این کاهش چشمگیر را جبران کند. این بودجه بین ژانویه و نوامبر سال 2025 برابر ۴۲۰ میلیارد روبل (۵.۳۸ میلیارد دلار) بوده است. رقمی که نشاندهنده کاهش ۴ درصدی در درآمدهای حاصل از صادرات گاز نسبت به مدت مشابه سال گذشته بوده و در مقایسه با سال 2023 کاهشی حدوداً 17 درصدی را نشان میدهد.[3]
حتی هدایت هدفمند بازار انرژی به سمت چین، آسیای میانه و دیگر مناطق آسیا نیز نتوانسته ضرر حاصل از این خلأ را برای روسیه جبران کند.
هرچند به گزارش برخی منابع، شرکت گازپروم انتظار دارد صادرات گاز به چین از طریق خطلوله «قدرت سیبری» بهحدود ۳۸.۶ تا ۳۸.۷ میلیارد مترمکعب برسد که نسبت سال ۲۰۲۴ افزایشی نچندان چشمگیر داشته و از ظرفیت سالانه برنامهریزیشده ۳۸ میلیارد مترمکعب این خط لوله کمی فراتر میرود. بر طبق دادههای موجود، این حجم از انتقال گاز به چین، نسبت به صادرات انرژی به اروپا بسیار کمتر بوده و عملاً ظرفیت جبران این کمبود را ندارد.
نهایتاً این اتفاقات منجر به تغییر ساختار انرژی در جهان شده است. تحلیلگران بسیاری این روند را نه موقتی، بلکه نشانه یک تغییر بلندمدت میدانند؛ تغییری که قدرت انرژیمحور روسیه در سیاست خارجی را تضعیف میکند و پیامدهای گستردهای برای تأمینکنندگان ثانویه و مصرفکنندگان خواهد داشت.
درپایان خاطرنشان میسازد هرچند با وجود تلاش برای قطع کامل واردات گاز روسیه از سوی سران اروپا، در بخشهایی از این قاره هنوز به واردات گاز از روسیه نیاز بوده ولی درمجموع، کاهش تاریخی صادرات گاز روسیه به اروپا یک موضوع موقت نبوده بلکه یک تغییر ساختاری تقریباً غیرقابل بازگشت در بازارهای جهانی و ژئوپلیتیک انرژی است.
جدیدترین محاسبات انجام شده نشاندهنده آن است که سال 2025 نقطه پایانی بر دههها وابستگی اروپا به گاز روسیه بوده است. صادرات گاز روسیه به اروپا در این سال با سقوطی تاریخی مواجه شده و عملاً ضربهای اقتصادی به مسکو وارد آورده است. آنچه زمانی منبع قدرت مسکو بود، به ابزاری برای استقلال اروپا، نقطه عطفی در استراتژی نگاه به شرق روسیه و فصل جدیدی در چگونگی پیوند انرژی و دیپلماسی با ورود به سال ۲۰۲۶ تبدیلشده و فقط و فقط نشانهای واضح از غیرممکن بودن بازگشت اروپا به دوران وابستگی گازی به روسیه است.
نویسنده : نوید دانشور
نظر
ارسال نظر برای این مطلب